هوا آلوده می باشد !سبز

دانشگاه ها هم (چقدر ه داشت!!!) سه هفته ای تعطیل می باشند و ما خوشگذرانی می نماییم در حد دامبول!! هورا هرچند به خاطر ایلیا و این که خدای نکرده یه وقت هوای تهران گازش نگیره از خونه خیلی کم بیرون میایم و بچم دو سه هفته ایه که فقط رنگ در و دیوارهای خونه رو تماشا می کنه.

اینقدر این پسرک عصبی و عبوس شده که به هیچ کاری میلش نمی کشه و با ناله و زاری همش ازم می خواد کنارش بشینم . بیچارگی ، منم که گفتم توی این تعطیلی روی پروژه ام کار کنم با جیغ های بنفش آقا نمی شه ! یعنی نمی شه که پای کامپیوتر بیام حالا روشن کردن و تو اینترنت رفتن و سرچ کردن مطلب پیش کش!!

ایلیا تازه یاد گرفته با چهار دست و پا تخته گاز دور خونه ویراژ بده و تمام سوراخ سمبه های خونه رو کشف کنه و مثل جاروبرقی هرچی رو زمینه رو (تا من بهش برسم!) بذاره توی دهان مبارک. فکر کنید من زیر تمام کابینت های آشپزخونه رو سم زدم و بهترین تفریح آقا رفتن توی آشپزخونه و دست دراز کردن زیر کابینت هاست. استرسخدا به دادم برسه! هروقت که دست می اندازه اون زیر رنگم مثل گچ سفید می شه و می برمش و تمام دست ها و پاها و صورتش رو با آب و صابون می شورم. وقتی هم که می خواد فضولی کنه زل زل توی چشمات (فرقی نداره بابا باشی یا مامان یا دایی یا مادربزرگ یا هرکی!) نگاه می کنه و به پهنای صورت می خنده که تو هم با خنده بهش اجازه رو بدی اگه هم بهش اخم کنی اینقدر نگاهت می کنه که یا تو از رو بری یا با بی تفاوتی سرش رو برمی گردونه و کارش رو تموم کنه. مژه

دنبال دو سه تا مقاله درباره ی نقش فناوری اطلاعات در توسعه شهری هستم اگه جایی سراغ دارید خبرم کنید که هم اکنون منتظر یاری سبزتان هستم...