در سالی که گذشت هم اتفاقات خوب بود و هم بد .. کاری ندارم به خوب ها و بدهاش ولی زشت هاش ...

من یک مادرم و خب طبیعیه به خاطر تولد پسرم یا حالا هر دلیل علمی دیگه زودرنج تر  حساس تر شده باشم ، مخصوصا وقتی خبر مال بچه های کوچولو باشه ..

اصلا بچه ها اون قدر معصوم و بی دفاع هستند که دل تمام دنیا براشون بسوزه دیگه چه برسه به اون هایی که خودشون یکی دوتا تو خونه داشته باشن

بحث من سر کودک آزاری در سال 90 بود. این که چرا ما والدین این قدر وحشی شدیم که مشکلاتمون رو سر عزیزترین و نحیف ترین موجودات هستی مون (اصلن خود هستی زندگیمون) خالی می کنیم اونم در فاجعه بار ترین شکل ممکن...

گناه اونا چیه ؟ چرا باید تاوان حماقت و جنون ما رو پس بدن ؟ چرا ما خشن شدیم و سنگدل؟ چرا دچار این بی مهری نسبت به عزیزترین هامون شدیم ؟؟؟چرا ؟؟؟؟؟

این روزای آخر سال برای بچه ها دعا می کنم و اون گلایی که پرپر شدن : علی ، باربد، پارسا و...

من یک مادرم ، شاید تویی که این مطلب رو می خونی یک مادر ، پدر ، دایی ، عمو , خاله یا عمه باشی هیچکدوم هم نباشی انسان که هستی : بیا توی لحظه ی سال تحویل کمی به این بچه ها فکر کن

چرا ما اینقدر خشن شدیم ؟

مرگ پارسا بر اثر کودک آزاری   برای دیدن عکس ها به اینجا برید.

شکنجه نیما

مرگ باربد بر اثر شکنجه و برای دیدن عکس اینجا سر بزنید.

علی کوچولو در سطل زباله

مرگ علی 9 ساله

 

پینوشت : وقتی داشتم عکس هاشون رو می دیدم بیشتر می سوختم .. طفلک ها با وجود اون همه اثر کبودی و سوختگی و شکنجه باز هم زیبا بودند ... زیبا بودند ...