روز جمعه سالگرد خواهرزاده ی محمد بود. یه پسر کوچولوی نازنین با قلبی مهربون که پارسال توی عید وقتی با خانوادشون مسافرت رفته بودن به علت نادونی و کم دقتی برخی از افراد فامیلشون زیر یه تریلی ترانزیت می ره و جنازش با آه و ناله و حسرت بر می گرده تهران !!! سالگردش هم کمی دیر شده بود به علت پاره ای از مسائل ...

بگذریم ! ...

بعد از ظهر بهشت زهرا بودیم و بعد از مراسم هم برادرزاده محمد خواست تا ما را برسونه خونه [در اینجا لازم است یادآوری نمایم که این آقازاده یک سالی از عموی خودشون کوچک تر هستند و گاهی اوقات با هم بیرون می ریم (منظورم سه نفری بود) که بیشترش کوه رفتن های روز جمعه است.] توی ماشین به سرمون زد بریم سینما و چون وقتی به محمد بگی بریم سینما تنها گزینه می شه « سینما آزادی » پس سر ماشینو کج کردیم طرف اونجا... خوب فیلم مورد نظر آقایون هم « اخراجی ها ٢» بود که من زیاد قلبا موافق نبودم و ترجیح می دادم برم فیلم « بیست » یا «وقتی همه خوابیم» رو تماشا کنیم. حالا توی مسیرمون هرچی از کنار سینماهایی که اخراجی ها رو نشون می دادن رد می شدیم چشمامون بیشتر گرد می شد ، شنیده بودم ولی باور نداشتم؛ اون صف طویل مردمی که برای خرید جلوی گیشه ایستاده بودند .. اخراجی ها حتی رکورد خودش رو هم زده فکر کنم ...

سینما آزادی هم آب پاکی رو دستمون ریخت و طی یک عمل غافلگیرانه پیام چسبانیده بود که تا ١ بامداد هیچ بلیطی از اخراجی ها موجود نیست ..تعجب  قیافه ی آفتاب خورده ما همون جلوی در وارفته بود و چون برادرزاده خان عجله داشت و جایی قرار داشتند نمی شد دنبال جای دیگه ای رفت ..  بنده هم محمد رو تنها گیرآوردم و پیشنهاد غیراخلاقی خودمو عنوان کردم که محمدجان حالا که با اون نمی شه خودمون یه فیلم دیگه رو بریم شیطان در نتیجه خداحافظی از اوشون و خرید دو عدد بلیط «سوپراستار» ..

پیشنهاد می دم تا از دهن نیافتاده حتما برید و این فیلم جدید تهمینه میلانی رو ببینید .. خیلی عالی و زیباست و البته یک داستان تقریبا منطقی هم داره (که توی این بی داستانی فیلم های موجود نعمت بزرگیه ) و صدالبته حرفی هم برای گفتن داره که واقعا شنیدنیه .. به نظر من نسبت به بقیه بیشترین ارزش رو برای دیدن داره !!  

فیلم ، درباره ی یک بازیگر مشهوره که به دلیل اون چه که به دست آورده دچار غرور شده ، تصاویری که گاهی قسمتی از زندگی برخی از سوپراستارهای ما هم هست توی این فیلم زیاده .. قهرمان هایی که مردم ما دوستشون دارن ولی خودشون توی خیلی چیزهای ناجور غرق شدن که اگه واقعیت رو بفهمیم نمی دونم دیگه سینمای ایران چجوری می شه ؟؟!! به هر حال زندگی این آقای بازیگر با ورود یک دختر نوجوون کلی به هم می ریزه و ....

زرنگید !!؟ شما هم برید مثل من بلیط بخرید و فیلمو ببینید زبان

حالا وقت گفتن یه رازه : می دونید قبل از هر کارگردانی بنده بودم که شهاب حسینی رو کشف کردم !!! اون موقع که هنوز سیدشهاب الدین حسینی بود و یه مجری تازه توی یه برنامه خاص به نام اکسیژن (سال ٧٧ و ٧٨ ) عجب تصویرهایی ازش می ساختم روی سن جشنواره فجر اون زمونی که جایزه تو دستشه و داره سخنرانی می کنه .. قبول کنید برای یه دختر نوجوون این جور تصویرها دیگه قسمتی از زندگیه نیشخند !! حالا کی باورش می شه بعد ١٠ سال این رویا رنگ حقیقت بگیره ؟!!

توجه : از این پس بنده غیر از تعبیر خواب (بله!! نمی دونستی بدون!!) پیشگویی هم می کنم (البته تا ١٠ سال بعد رو )شیطان

***********************************************

پینوشت١ : برگشتم به دهه ۵٠ و ۶٠ میلادی دوباره تب الویس منو گرفته و به شدت دنبال آهنگ هاش هستم برای دانلود هم هرجا می رم بسته است فقط می شه ازشون موسیقیشو گوش کرد و نمی دونم چه جوریه که دانلودشو بستن (با اینکه دانلودش رو زده free)

از شما دوستان خوبم درخواست دارم اگه از این گمشده من جایی سراغ دارید که بشه دانلودش کرد بنده رو بی خبر نگذارید... هم اکنون منتظر یاری سبزتان هستم نیشخند

پینوشت ٢ : محمدجان از همه شما دوستان خوب خداحافظی کرد و کرکره ی وبلاگشو پایین کشید .. دلیلش رو هم از من نپرسید چون نمی دونم نیشخند