همیشه اردیبهشت که می شه محمد بیشتر لبخند می زنه و بیشتر هم به فکر فرومی ره ..

همیشه توی این روزا به من می گه :« عزیزم تو خیلی با سیاست شدی !!» متفکر

و من دقیقا می دونم منظورش چیه !!از خود راضی

 ١١ اردیبهشت روز جهانی کارگر هست و از آنجایی که آقامون در کارخانه تولید شیر (ببخشید فرآورده های شیری) مشغول به کار می باشد و یه جورایی کارگر محسوب شده (یا خودمان محسوبش می کنیمنیشخند) و روز جهانی کارگر رو با تقدیم گل و شیرینی و ماچ و ماچ ... بهش تبریک می گیم .

خوب ایشان هم که ماشالا با فضل و کمالات هستند و با یه حساب سرانگشتی متوجه خرید گل ها و ارتباطش با فردا روز می شوند ..ابرو اگر هم بخواد که خودشو به ندونستن و یادم رفت و اینا بزنه که اینقده این صدا و سیما قربونش برم به ما قشر فهیم و زحمتکش جامعه (منظورم معلم هاست!) التفات داره که توی انواع بوق و آهنگ و نماهنگ و تبلیغات واسه این کارخونه یا اون بانک ، روز معلم رو تبریک می گه و با این جارو جنجال یک لبخند به پهنای صورت محمد باز می شه که یعنی منتظر یه کادوی خوشگل بمونم  که عنقریب از راه خواهد رسید .. خوشمزه

حالا اگه این کادو تبدیل بشه به یه دسته گل قلب .. شما که فکر نمی کنید من اون قدر بی معرفت و بی جنبه و خالی از احساس باشم که همون ثانیه ی اول اون دسته گل زیبا رو بکوبم توسرش و با داد و هوار بهش بفهمونم که این چیه گرفتی و یه نمونشو  (منظور دسته گل اهدایی اینجانب) همین الان توی گلدون داریم و از بقیه نمونه هاش هم شاگردام برام گرفتن و ....قهر

نه ! من با لبخند شام مورد دلخواه همسری رو روبروش می ذارم و می گم :« عزیزم مهم اینه که به یادم بودی و این تمام خستگی هامو ازم می گیره و من قلب مهربونت رو همیشه با خودم احساس می کنم  .»دروغگو

خوب بالاخره ٢۴ همین ماه دوباره یه بهونه برای انتظار هست و می دونم توی سالگرد ازدواج دیگه نمی شه سرو ته قضیه رو با یه دسته گل هم آورد ... شیطان

اردیبهشت که می شه .. من با سیاست می شم ... چون روز کاگر داره ... و روز معلم داره .. و از همه مهم تر سالگرد ازدواجمون توی این ماهه هورا

همیشه اردیبهشت که می شه من بیشتر لبخند می زنم و بیشتر هم به فکر فرومی رم و البته منتظر می مونم  ..عینک