امشب که داشتم مطلب جدید برای وبلاگم می نوشتم یه خرابکاری تو آشپزخونه پیش اومد . می خواستم برای محمد چای بگذارم ( اونم چای سبز که می گن برای اعصاب هم مفیده! ) چشتون روز بد نبینه حسابی گرم کارم شدم و کتری بیچاره هم تا مرز سوختن پیش رفت . خدا رو شکر به موقع رسیدم . اما تازه خرابکاری دوم شروع شد ... از حولم به اولین دستمال دست انداختم و تازه وقتی دستمال از جنس الیاف نایلونیم به دیواره کتری چسبید فهمیدم برای کشیدن نفس راحت هنوز خیلی زوده.

بالاخره به هر زوری بود کتری را تمیز کردم اما از این به بعد یادم باشه موقع نشستن پای این صفحه ها آشپزخونه رو تعطیل کنم . چشمک