سلام مامان جونم  

خوبی مامان نازنینم !! روزت مبارک عشق من !!

ببخشید که یه روز تاخیر داشتم ، خیلی دلم می خواست این مطلب رو دیروز برات می نوشتم .. خیلی دوست داشتم دیروز صبح وقتی چشمای همیشه نگرانت رو باز می کنی اولین اس ام اس از طرف یکی یدونه دخترت باشه برات .. دوست داشتم وقتی داری سمت آشپزخونه می ری تا صبحونه ی بابا و داداش ها رو بذاری پیش خودت احساس غرور و شادی کنی از این که اولین پیغام تبریکت درست بعد از بیدارشدنت به نگاه مهربونت می رسه ...

چی کار کنم مامان جون تقصیر من نبود اس ام اس ها رو چند روزه قطع کردن ..

صبح وقتی پشت تلفن صدای قشنگت رو شنیدم بغضم گرفت از این که نمی تونم بیام بیرون .. از این که اون قدر به اسم لباس شخصی ریختن تو خیابون و آزادی بهشون رسیده که فقط تن و بدن زن و بچه ی مردمو بلرزونن ... اما عوضش شب با محمد اومدیم پیشتون .. بماند که وقتی داشتیم برمی گشتیم خونه باز صدای آژیر ماشین و موتورهاشون تو خیابون می پیچید و چماق به دستهاشون خیابون رو (ساعت 12 شب!!) قرق کرده بودن ...

ببخشید که این مطلب رو یه روز دیرتر برات نوشتم چون الان دو روزه اینترنتمون تقریبا قطعه یا سرعتش اون قدر پایینه که به لعنت خدا هم نمی ارزه چه برسه نوشتن مطلب ...

می خواستم بگم امروز تولد دردانه ی پیامبره و جشنه .. یعنی ظاهرا تو خیابونا جشنه .. ما که جشنمون عزا شده مادرجون !! شما چرا غصه می خوری به حال ما ؟؟

فاطمه ، فاطمه جان !

ای کاش می دونستن که این فاطمه همچین دختر بی زبونی هم نبوده که فقط ام ابیها باشه و غصه بخوره و بعد از مرگ پدرش هم بیت الاحزان راه بیاندازه ... فاطمه ای که من می شناسم شیرزنی بود که چادر سرش می کرد و دست پسرشو می گرفت و دنبال حق خودش ، ارث خودش و حق بچه هاش تو کوچه ها دنبال خلیفه ی وقت می گشت .. سیلی می خورد اما از حقش برنمی گشت ...

فاطمه ی من خجالتی نبود .. بله!! با حیا بود! ولی خجالتی نبود و به موقعش خوب می دونست چطور جواب زالوصفت ها و کفتارهای وقتشو بده !!

فاطمه عزیز من زنی بود که حتی تو روی شیر مرد تاریخ ، شوهرش ، پهلوان عرب ، علی (ع) ایستاد تا حق خودشو از غاصبان وقت بگیره .. به علی (ع) اعتراض کرد تا جایگاه خودشو پس بگیره و وقتی جوابی نشنید خودش ذوالفقار رو از روی دیوار کاهگل خونش به دست گرفت تا مبارزه کنه .. بگذریم از این که علی جان من ، والاترین عشقم ، دلیل شیعه بودنم ، راه حل رو تو سکوت دیده بود ..

فاطمه ی محکم من بی حرمتی دید اما از حق خودش نگذشت .. بی عدالتی کشید اما نتونست از حق مسلم همسرش (که با دروغ و ریا غصب کرده بودن) بگذره .. اگه علی (ع) جلوشو نمی گرفت .. شاید اون نطق مسجدش می شد اولین نطق تاریخی قیام مسلمانان ، اولین زن رهبر شورش در عرب ، اولین کسی که حکومت رو بعد از پیامبر (ص) تغییر می داد ... اصلا تاریخ چقدر عوض می شد ...

اگر علی (ع) جلوشو نمی گرفت !!!!

پینوشت بسیار مهم  :

حتما حتما اینجا را ببینید و بخوانید ...