خوب نشستن و ضجه موره زدن برای انگشتر رو دیگه می تونم بگم تموم کردم. بهتره بگم انگشترم به تاریخ پیوست!

و اما ... امروز داشتیم سریال عبور از پاییز رو با محمد (برای بار اول!) می دیدیم. توی یه صحنه یکی از دخترای اون آقا پولداره به شوهرش که دکتره برمی گرده و می گه می خوام ازت جدا بشم چون می خوام مادر بشم و تو نمی تونی پدر بشی ! تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

محمد همین جوری به صفحه خیره موند و بعد رو به من گفت به نظرت این دلیل خوبی برای طلاقه ؟! موندم چی بگم. دوباره پرسید مثلا اگه من نمی تونستم بچه دار بشم تو ازم طلاق می گرفتی ؟!

تنم لرزید. برگشتم سمتش و گفتم خدا نکنه ! درمورد سوال اولت هم بستگی داره . بعضیا خیلی دوست دارن از خودشون بچه داشته باشن . به خاطر داشتن یه بچه از خون خودشون ، دست به هرکاری می زنن. به من و خودت نگاه نکن که خدا راحت و بی دردسر امانت خودشو هدیمون کرد. توی بعضی از خونه ها این تبدیل به یه معظل (معضل؟) شده و خیلی از زندگی ها از هم پاشیده !

محمد دوباره گفت : من قبول ندارم. مگه یه زن و مرد به خاطر بچه باهم ازدواج می کنن؟ مگه کسی که میاد خواستگاری اول می گه خوب بچم توی چه مدرسه ای بره یا چه غذایی بخوره ؟ بچه یکی از تکمیل کننده های زندگیه ولی لازمه ی اون نیست !

گفتم قبول دارم. خیلی از خانواده ها هستن که شاید بچه ای نداشته باشن ولی زن و شوهر توش احساس کمبود ندارن چون اونقدر به هم علاقه نشون می دن و وجودشون برای هم جذاب و همیشه تازه اس که حتی فکر کمبود بچه رو هم ندارن. ولی بعضیا هستن که به خاطر بچه طلاق گرفتن و نمونه اش دوست خودم. و البته این هم بر می گرده باز به نحوه ی رابطه شون. چون مرد خونه زندگی رو برای زنش جهنم کرده بود و با وجود تمام جراحی ها و داروها و آزمایش هایی که انجام داده بود باز عقیم بود . دوست من می تونست با شوهرش عاشقانه بمونه ولی وقتی توی خانواده همسرش تحقیر می شد در حالی اشکال از اون نبود (و همه هم اینو می دونستن!) و حتی شوهرش که اونقدر به پاش هزینه کرده بود و عشق گذاشته بود توجهی به اون نداشت چاره ای برای رفتن نداره.

باز محمد اومد تا صحبت رو ادامه بده ولی من ازش خواستم که بحث رو تموم کنه . چون دیگه نمی خواستم مشکل زندگی یکی دیگه باعث یه دعوا توی خونه ی خودم بشه !

حالا نظر شما چیه ؟ بچه تکمیل کننده ی زندگیه یا لازمه ی زندگی ؟؟ چشمک