الذی جعلته للمسلمین عیدا

عاشق این یه تیکه ی دعای قنوت نماز عید فطرم .. انگار با تمام وجودم بعد از گفتن این جمله عید رو باور می کنم ... باور می کنم که عید شده و تمام مسلمان ها باهم عید دارن .. یک عید مشترک ، یک افطاری بزرگ !

عاشق مصلای تهران می شم وقت عید فطر ،و روز عید فطر هم همیشه اونجا هستم. عاشق این هستم که روی سجاده ام بشینم و با اون آقاهه توی بلندگو تکبیر مخصوص عید رو بگم : الله اکبر الله اکبر ، لا اله الا الله والله اکبر ، و لله الحمد، الحمد لله علی ماهدانا ، و له الشکر علی ما اولانا ...

امسال که نماز رو قرار بود توی دانشگاه بخونن و هوا هم یکمی سرد بود و بنا به  دلایل  دیگه (این دلایل دیگه خیلی مهمه ها !) نخواستم نماز عید فطر رو بخونم. اما از اول صبح بلندگوی مسجد محله شروع به دعوت اهالی می کرد و بنده هم که خواب از چشمام پریده بود رفتم و دوش گرفتم و طبق معمول هرسال بهترین لباسم رو پوشیدم و کلی عطر هم زدم و یه مقداری هم طلا ملا آویزون خودم کردم و راهی اونجا شدم که ای کاش نمی شدم.. انگار نه انگار که عیده ! هنوز بوی گند جوراب از مسجد بلند بود و زن های بغل دستیم که مسن هم بودن انگار حال و حوصله ی یه عطر خالی هم نداشتن .. تهویه هم که بعد از یه ساعت راه افتاد و من داشتم دیگه به درجه ی گلاب به روتون می رسیدم که آقای مسجد شروع به خوندن نماز کرد و .. وای بوی خوش انفاس بود که به دماغ من می خورد و عنقریب بود که پهن شم کف مسجد. سبز

من که سال تا سال پامو مسجد نمی ذاشتم ، این اتفاق میمون باعث شد که دیگه دور مساجد یه خط خوشگل قرمز بکشم تا زمانی که حداقل ایرانیا بفهمن که مسجد خونه ی خاله نیست و رفتن به اون یه آدابی داره که باید رعایت بشه !!

این همه سرتون رو درد آوردم که بگم عیدتون مبارک !! امیدوارم از ماه رمضان امسال دست پر بیرون اومده باشید و شب های قدر حوائجتون رو گرفته باشید! ایشالا رمضون سال دیگه با اهل و عیال دور سفره ی افطار جمع شید و من رو هم تا اون موقع از دعای خیرتون بی نصیب نذارید...نیشخند