سلام به همه ی دوستان !!

بابا عجب مهم و عزیز بودیم ما از خود راضی .. یادم باشه به محمد بگم بیاد این کامنت آخریا رو بخونه و از روش بنویسه بلکه بیشتر براش ثابت بشه شیطان!!!

از بابت این که شما عزیزان گلم رو ناراحت و نگران کردم متاسفم ولی چه کنم که این برنامه ی فشرده ای که برای خودم ریخته بودم ، با گذاشتن کلاس های پنجشنبه و جمعه (از ٨ صبح تا ۶ بعدازظهرگریه) از طرف اداره مون فشرده تر هم شد و یه ماه تموم مثل این غارنشین ها از اینترنت و تلویزیون و حتی تلفن هم به دور بودم!!!

ولی شکر خدا سرم خلوت تر شده !! و می تونم یذره از اتفاقات این ماه اخیر بنویسم.  روز اول مدرسه بدون تلفات و اشک و آه و زاری و در کمال ناباوری من متفکر !! شروع و به پایان رسید چون از دخترها توقع دیگه ای داشتم و خلافش ثابت شد . پیش خودم گفتم فردا ١٠ نفرشون در حال هق هق هستن نرگس ، اصلا نگران نباش !شیطان ولی بازهم دریغ از قطره ای اشک ! منتظرو این گونه شد که باور نمودیم پسرها بیشتر مامانی تر هستن تا دخترها !! نیشخند

چون توی پست قبلی از اون طفل معصوم ها بدگویی کردم وجدان درد نموده و الان می خوام تعریفشون کنم و این که دخترها برخلاف پسرها اهل شلنگ تخته بازی و مشت زدن و لگدپرونی نیستن و بیشترین شلوغ کاریشون هم شعرخوانی دست جمعی می باشد که ضرر فیزیکی نداره ولی تولید آلودگی صوتی برای بقیه کلاس ها می کنه .. داشته باشید که بخوان با ریتم بخونن و هم زمان هم قرش بدن کمرو !!

خداییش با سلیقه تر و حرف گوش کن تر از جنس مخالفشون هستن و بسیار هم باهوش تر !! من سر این قیچی کاری یه ماه با پسرا درگیر بودم ولی ظرف یه هفته تمام دخترای من شده بودن یه پا برش کار !! بسی خرسندیم که امسال بدون کوچکترین حرص خوردن و آرامش بیشتر به کلاس می رویم و درس می دهیم و کلی هم توی کلاس قربون صدقه مون می رن !

آخ ! دلم لک زده برای سینما !!! ای کاش یکی از این کلاس ها تشکیل نشه و یه روز رو برای خودم باشم و حداقل یه سینمایی برم !!!

پینوشت :  کوتاه نوشتم تا بقیشو  سرفرصت و توی یه پست بهتر بنویسم ..