متشکرم خانوم برومند

سلام ! ما همه خوبیم شما چطور ؟چشمک

توی تعطیلات بعد از امتحانات فرصت های کوچیکی داشتم که یه نیم نگاهی به برنامه های شاد و شنگول بچه ها بندازم و حالم از همشون به هم بخوره !! مخصوصا اون قسمت مجری ها و عروسک ها !!

خداییش برنامه های عروسکی زمان ما کجا و جینگول بازی و شلنگ تخته اندازی این عروسک های بی نمک کجا.. یاد زی زی گولو افتادم که کلی هم برامون تفریح بود و هم درس. تازه هنوز هم بیشتر اون درس ها به دردمون می خوره . وقتی می گم الان یعنی حالا که بزرگ شدیم و خودمون تشکیل خانواده دادیم و شدیم یه مادرخانومی و آقای پدر!

اون موقع اصلا حواسمون نبود که این مرضیه برومند طفلکی برای ما بچه های اون موقع و پدرمادرهای حالا چه برنامه ها و خواب ها که ندیده بود.. دو تا خانواده که هر کدوم به نوبه ی خودشون بچه های شیطون و بیش فعالی داشتن (اگه زیزی گولو رو هم بچه حساب کنیم!) دو تا شوهر (یا پدر!) که بیشتر مواقع خرابکاری می کردند و دو تا خانم خونه (یا مادر!) که توی همون بیشتر مواقع حرص می خوردن و سعی می کردن کارها رو راست و ریس کنند.

حالا توی این موقعیت های مشابه دو نوع طرز برخورد بود که جلوی ما رژه می رفت برخورد اول که مال مادرخانومی مهربون و بی صدا و آروم بود که سعی می کرد اشتباه های آقای مهندس رو با حرص خوردن درونی و صبر کردن و حرف زدن با همسرش تحمل کنه و بعد با کمک آقای پدر (که به اشتباهش پی برده بود) خرابکاری های احتمالی رو رفع و رجوع کنه. برخورد دوم مال اعظم خانوم مهربون ولی عصبی بود که نمی تونست تحمل هیچ گونه بی نظمی رو داشته باشه و همیشه خدا هم هوارش به آسمون بلند بود و درحال دنبال کردن پسرش و شوهرش بود تا خودشون خرابکاریهاشون رو درست کنند همیشه در حال غر زدن و ناله و نفرین بود و هیچ وقت خدا هم آقای جمالی و امیرآقای جمالی اشتباهاتشون روبه گردن نمی گرفتند و نتیجه یه اعظم خانوم تنها می موند با کلی زحمت بازسازی !!

توی خونه ی مادرخانومی آرامش و احترام و پذیرش متقابل بود و توی خونه ی اعظم خانوم زلزله ی هشت ریشتر و ولوله و جیغ و داد و البته کمبود احترام ...

دلم می خواد خونه ام همون طوری آروم باشه و  آقای مهندس خونه آروم و مطیع و عاقل که به اشتباهاتش اعتراف کنه و منم اونقدر مهربون باشم که ببخشمش و صدای نازنینم رو روش بلند نکنم و برای هم محترم باشیم تا بچه مون از ما احترام و بخشش و اعتراف و قبول اشتباه رو یاد بگیره... اونوقت چه گلستانی می شه هر خونه .....

متشکرم خانوم برومند !!!!

/ 14 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ولگرد کوچولو

زیبا سلام سلام نرگس خانوم،خوشحالم که به موضوع هایی اشاره می کنین که ساده از کنارش رد میشیم بچه های امروز با وجوده اینکه از نظر امکانات کاملا پیشرفته تر از زمان ما هستن،افسوس دچار بحران یا فقر هویت شدن.نه ان مهربانی ومحبت مانده نه ادب راستین.هر چه هست برای خوشایند یا اجبار از طرف و والدین میباشد.کاش اینقدر نمیدانستیم در عوض بی ریاتر بودیم.یاد خونه مادر بزرگه با جونوراش بخیر[خداحافظ].

عه تا

محضر دوست فرهیخته خانم نرگس شعر" پارانویا " از گروس عبدالملکیان را در معرض نقد و نظر دوستان بینشمند قرار داده ام تقاضا می کنم بخشی از وقت با ارزشت را صرف بازخوانی و تحلیل ان کنی که از این رهگذر فرصتی به تضارب آرا و آموزش ما نوآموزان ببخشی با سپاس و احترام........ عه تا

بارون

منم متشکرم از شما که من رو بردین به سالها قبل، سالهایی که خیلی دوسشون داشتم...[گل]

Narges

سلام. اولین باره اومدم وب شما. خوشوقتم.[لبخند] می بینم که هم اسمیم[چشمک] و نکته جالب این که اسم همسر من هم محمده!! این نوشته شما منو برد به اون روزهای خوب...[پلک] یادش بخیر...[قلب]

سحر مامی تندیس

سلااااااااااااام عسیسم.خوبی؟خوشی؟سلامتی.[بغل] امروز دیدم دلم خیلی برات تنگیده [بغل][قلب]و ازت خبری نیست اومدم ببینم در چه حالی دیدم این پستتو اخیرا گذاشتی. ولی مثلاینکه من ندیده بودمش.[نیشخند] جالب بود.یاد ایام.......[چشمک] خب خودت در چه حالی.نمیخوای یه عکس حداقل از شمکت بزاری ببینیم چقده بزرگ شده و نینی در چه حاله؟ امیدوارم که خوب و سلامت بوده باشی و نینی گولو هم حالش خوبه خوب باشه.[ماچ][ماچ] قربونت.بوسسسسسسسسسسس[بغل][ماچ][ماچ][بغل]

عه تا

سلام همشیره میگم بازم گلی به گوشه جمال تو که هنوز فرهنگ تشکر کردن از کسی که یه جورایی احساس میکنی تشکر طلبکاره از یادت نرفته و حق شناسانه سپاسگزاری میکنی تازه به این و اون هم یاد میدی هرچند که تو خونه ما این اخلاق همه س که تشکر کنن اون یکی داداش و ابجیا هم چپ و راست هی تشکر میکنن و ممنون ادم میشن فقط از توشون من یه کم حق نشناس در رفتم که اونم بخاطر رفیق ناباب بو بسکه این ممدی در گوشم خوند تشکر نکن بابا بیخیال کی به کیه؟؟ اینجوری شد که فردی تشکر نکن و مضر بحال جامعه دراومدیم ولی بجاش حرفه و فنم بالای 14.5 همیشه این بود انشای ما در باره امر خداپسندانه ی تشکر از در وهمسایه

حسین

سلام وب جالبی داری باید بگم کاملا حق با شماست منم یاد بچگیام افتادم هرچند هنوزم بچم!