پایان امتحانات

سلام عزیزان!

عیدتان مبارک هورا

امتحانات من هم به خوبی و خوشی تموم شد در طول این مدت کلی استرس داشتم . درس خوندن جزئی  از این پریشانی ها بود. عین دو هفته ی امتحان ها ، ایلیا رو گذاشته بودم خونه ی مامان اینا. خودم هم گاهی خونه ی اون ها بودم و گاهی خونه ی خودمون. یه شب پیش ایلیا می خوابیدم و یه شب هم کنار محمد. اما پیش هر کدومشون که بودم دلم برای اون یکی تنگ می شد.!ناراحت

از همه بدتر محمد بود که در کل این دو هفته فقط 2 روز ایلیا رو دید. با این همه درس باید غذا هم درست می کردم و خونه رو جمع  و جور هم می کردم. گریه

دست محمد درد نکنه کلی هم با من راه اومد و زیاد در مورد غذا و خونه حساسیت به خرج نداد ، هر وقت هم می دید من خیلی گرفتارم خودش غذا درست می کرد یا سفارش می داد برامون بیارن. شیطاننیشخند

خلاصه که این ایام گذشت. حالا ایلیا خان برگشته اند خونه  و طبق معمول "آتشی نمانده که نسوزاند!"استرس

تعطیلات تابستانی ما از هم اکنون شروع شده ! امیدوارم شما هم اعیاد و تعطیلات خوبی داشته باشید!تشویقخوشمزه

عیدتان مبارک!مژه

/ 4 نظر / 5 بازدید
رضا

سلام.دوست خوبم وبلاگ خوبی داری.اینم وبلاگ منه www.websafa.blogfa.com . امیدوارم که ازش خوشت بیاد.اگه مایل به تبادل لینک بودی تو بخش نظرات وبلاگم بهم بگو.مرسی.دوباره بهت سر میزنم

صدف

بسلامتی پس حسابی میتونی پست بزاری تنبلی نکنیا هیچ بهانه ای قابل قبول نیست بچه هم همه بچه دارن ولی به وبشون هم میرسن یادت نیس اونوقتا که بچه منم کوچیک بود چقدر پست میذاشتم و اذیت خشت مال میکردم.

m

موفق باشيد هميشه

سحر امیری

سلام نرگس جوووون ... خسته نباشی عزیزم ... ایول ایلیا من به جاش باشم تلافی این مدت که تنهاش گذاشتی رو درمیارم و خونه رو به خرابه های شام تبدیل می کنم [نیشخند][مغرور] مامان بد بد بد