Out of service !

امشب که داشتم مطلب جدید برای وبلاگم می نوشتم یه خرابکاری تو آشپزخونه پیش اومد . می خواستم برای محمد چای بگذارم ( اونم چای سبز که می گن برای اعصاب هم مفیده! ) چشتون روز بد نبینه حسابی گرم کارم شدم و کتری بیچاره هم تا مرز سوختن پیش رفت . خدا رو شکر به موقع رسیدم . اما تازه خرابکاری دوم شروع شد ... از حولم به اولین دستمال دست انداختم و تازه وقتی دستمال از جنس الیاف نایلونیم به دیواره کتری چسبید فهمیدم برای کشیدن نفس راحت هنوز خیلی زوده.

بالاخره به هر زوری بود کتری را تمیز کردم اما از این به بعد یادم باشه موقع نشستن پای این صفحه ها آشپزخونه رو تعطیل کنم . چشمک

/ 5 نظر / 19 بازدید
کاتمر

بالاخره چای به محمد دادی یا نه؟ اونم از نوع سبزش!

کاتمر

مرسی که اومدی پیشم. اگه دقت کنی می بینی که اولی بلاگ من همین چند روز پیش نوشته شده. من اینکاره نیستم. ولی از دوران دبستان یادم میاد که می نوشتم. هر کس شکل نگارش خودش رو داره. من از خاطره نویسی تو خوشم اومد. راستش خیلی چیزی در این زمینه ندارم که بهت یاد بدم. ولی در زمینه فیلم تا دلت بخواد دانش دارم. ممنون که تنهام نذاشتی. منم بیشتر بهت سر می زنم.

مهربانو

سلام نرگس جون ..وبلاگت مبارك باشه خانوم گل .. خدا به دادت برسه من ميخوام يه چيزي كه جنبه ي درسي داره ياد بدم زود جوش ميارم تو با پسر بچه هاي شيطون چه ميكني؟؟ [گریه] [گل][ماچ][بغل]

نرگس

نه نتوستم چون درگیر کتریه بودم و خوب محمدم برای رفتن سرکار دیرش شد (چون خواب موند)[خنده]

بانو

مامان من اینقده سر این موضوع شاکیه که نگو. آخه مثلن آب برنج را می ذارم اما میام تو نت و یادم میره برنج ها را بذارم توش. یا سیب زمینیو می ذارم سرخ شخ. خیر سرم یه سر میام یه آهنگ گوش بدم که موندگار می شم و همه چی می سوزه. سر همین کتری..داستانی داشتم. یه شب قرار بود کتری رو خاموش کنم. منم طبق معمول تو نت بودم. همه خوابیدند و من گفتم الان خاموش می کنم. الان _ من شد 2 ساعت بعد. کتری داغون شده بود. من خنگ رفتم زیرشو خاموش کردم اما نمی دونم چرا کتری رو با دستگیره ورداشتم گذاشتم رو کابینت چوبی! و گرفتم خوابیدم. صبح با صدای داد مامان بیدار شدم و دیدم که بله... بنده کابینت چوبی مامان خانم را سوزونده ام و قد گردالی کف کتری سخوته و هیچ کاریشم نمی شد کرد. مامانم از عصبانیت اشکش در اومده بود. می گفت تو یه دلیل واسه من بیار که چرا وقتی زیر کتری رو خاموش کردی ورداشتیش گذاشتیش رو کابینت؟ من که اینطوری بود: [نیشخند]