تنهایی

سلام دوستان 

از همدلی هاتون سپاسگذارم. در مورد زندگی هم باید بگم که هنوز روی غلتک نیافته ! محمد از شرکت خودشون بیرون رفت ولی توی یه جای دیگه امتحان داد و پذیرفته شد. خدا رو شکر که مدت زیادی بیکار نموند ولی از نظر مالی کار جدید خیلی به ضررش هست ! هم حقوقش کم می شه و هم مزایا !

قبل از شروع به کار هم باید دو هفته ای توی یکی از شهر های شمال دوره ببیند و در این صورت دو هفته ی کامل کنار ما نیست.

توی این دو هفته من و ایلیا خونه ی بابا این ها یا خونه ی مادربزرگم بودیم. خونه ی مادربزرگم به این دلیل که حیاط داره برای من خوبه چون دارم ایلیا رو از پوشک می گیرم و این جوری دردسر کثیف کردن خونه توسط گل پسر کم تر می شه. 

 

موفق باشید و التماس دعا.فرشته

/ 7 نظر / 38 بازدید
سحر امیری

" محمد خان بابای ایلیا " بازآید به تهران غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور [گل] ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور [گل] دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور [گل] هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور [گل] ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور [گل] گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور [گل] " نرگسا " در کنج فقر و خلوت شب‌های تار تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور [گل] THE END روی عکسه که گذاشتی جالب بود [نیشخند] راستی برا انتخاب واحد ایلیا رو بیار حتما [پلک]

m

[گل]

صدف

سلام . ان شا’الله در این کار جدید موفق می شوند . بچه داری خیلی سخته . هرچی زودتر بزرگ بشه به نفع شماست .

صدف

ایشالله که هر چی خدا بخواد و هر چی که خیره براتون بشه .

مسی

واااااااااااااااااای این تویی نرگس چه اتفاق خوبی اااااااااااااااااخ جون پسرت چطوره محمد خوبه اوضاعت روبراهه؟ چه حس خوبیه دیدنت بعد از اینهمه وقت بوووووووووووووووووووس

هدی

خاطراتتون رو خیلی قشنگ مینویسینا خیلی خوشم اومد خوشحال میشم بازم بنویسین وخبرم بدین مرسیییییییییییییییییییییییییییییییی

س.ه

خدا رو شکر که همسر سر کارن به هر حال ما هم رهامک رو از عید به بعد از پوشک گرفتیم موفق باشین الهی